به نام پروردگار عشق
تو را نفس می کشم
در لحظه های غریبی و سر در گمی.
در لحظه های تنهایی و سکوت
تو را نفس می کشم و
آسوده
خیال پرواز پرنده ها را
به خاطر می سپارم.
تا از دنیای بیگانه و رویاییِ
خاطره های نه چندان خوش
فرار کنم.
تو را نفس می کشم
تا دست هایت
پناهگاه اشک هایم باشد
با سلامی غرق در تمنای عذر خواهی به دوستان عزیز و هنرمند و شاعرم .چند وقت دوری من
از این فضا و حس و حال مانند چند سالی پر از دلتنگی و حسرت گذشت. امید وارم که در بازگشت
من محبت های بی دریغ شما دوباره شامل من شده و من را برای همیشه ماندگار کند.
با چند کوتاه رهاورد این زمانه ی دلتنگی به روزم.
همیشه شاد و خرم باشید
شعر اول:
یک نخ سیگار بدهید
تمام خودم را
می خواهم دود کنم
می خواهم
...
او را
در آتش
بسوزانم
و خاکه اش را
کف خیابان
بریزم
یک نخ سیگار بدهید
یک نخ سیگار بدهید...!
شعر دوم:
با روز هایی
که در چشمانت
می سوخت
رقصیدم
شاید
باد
خاکستر مرا
روی گل برگ های
باغت بنشاند.
شعر سوم:
مهتاب را
در احساس شب
پنهان مکن
خورشید که
نامحرم نیست
شعر چهارم:
چراغ قرمز و
ترافیک خسته است
میدان
از چهار سو
فریاد می کشد
ماشین ها
اما
همچنان
نمی شنوند.
شعر آخر: تقدیم به خواهر هنرمند و بزرگوارم رویا سادات
عاشق دریام.
با امواج آبی
خیال بافی می کنم و
با ساحل شنی
عشق بازی.
در شبی بارانی و سیاه
شیون زنی از ...
مرا فریاد کرد
مثل صدای خواستن معشوق
که عاشق را
به وصال خود می خواند
شب سیاه
چادر شد و
باران
زمزمه ی موسیقی وصل...!
یا علی