تبليغاتX
اجتماعی

به نام خالق دریا ها

 

با دلی خرسند

به همه چیز عشق می ورزم

به همه ی قایق ها و پارو زن ها

که در رویاهای من غوطه می خورند

اما دریغ

از بندری پر هیاهو

پر از بوی درهم نخل و ماهی و صدف

که در میان شن های تیره و افق کویر

کنار آرزوهای من

فرو ریخت.

******************************************

سایه ی رویایی فرسوده، بر بن بست بندر سنگینی می کند و حسرتی محکوم به سکوت، با آهنگ دریا، دلی شکسته را می رقصد. خط شکسته ی آسمان در دفتر شب ، بی قراری های دریا را مشق می کند با قلمی سرشار از دل شکاری ماه و ستاره تا ...، تا شب یلدای ماهیگیر آخرین شب زمستانی اش در یادگاری زندگی باشد. ماهیگیر ! از غروب خورشید، دو ستاره ی دریایی در چشمانم طلوع کرده، تورت را پهن کن، خنده هایت که طعمه ی کوسه ها شد، بگذار کودکانت در رویا به آرامی گریه کنند.

_______________________________________________________

 

دریا

آرام و

ماه،

خاموش است.

بندر،

زیرِململی از مه

در آغوش شب،

به خواب رفته .

هیچ کس

دستهای ماهیگیر را

که در جشن ناله ها

می رقصند؛

نمی بیند.

*******************************

 

خورشید که غروب کرد

دریا خط خطی شد و

ماهیگیر طعمه،

بچه ها،

زود نخوابیدند

پدر

خودش را

برای شام

آورده بود.

 

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 6:2  توسط زهرا آسیابانی  |